ما میدانیم که امامت مبناییترین اصل فلسفهی سیاسی شیعه است و این مذهب نتیجهی نشناختن امام را فرو افتادن در ورطهی جاهلیت و مردن به مرگ جاهلیت میداند و به نظر میرسد که فرآیند افزایش آرام و نامحسوس امامان شیعه توسط عالمان این دین در دست اقدام است.
فایل صوتی را از اینجا بشنوید
در نگاه شیعه امامان کارشناسان دیناند. سیرهی پیشوایان این مذهب همه دارای یک سو و جهت بوده و لیکن روشهایی که هر یک از آنها اتخاذ کردهاند، به صورت ظاهری با یکدیگر مغایرت دارد. نظیر حرکت قطاری که از مبدایی به مقصدی در حرکت است. این قطار، به تناست موقعیتهایی که پیش آمده، سرعت حرکت و شیوهی کنترل آن را تغییر داده است. گاهی کند رفته، گاهی ایستاده و در ایستگاه توقف کرده و گاهی سرعتش اوج گرفته و سریع پیشروی کرده است. امامت هم یک چنین واقعیتی در تاریخ است. گاهی صبر کرده، مانند «علی» و گاهی خیزش کرده و پس از خیزش تند، توقف کرده، گاهی طوفاتی بوده مانند «حسین بن علی» و بالاخره در هر شرایطی که پیش آمده، از مسیر میل به رهبری سیاسی – اجتماعی خارج نشده است.
تمایل به تصاحب مناصب کلیدی سیاسی آنچنان در بدنه امامت شیعه شدید بوده که تمامی این مذهب را فرا گرفته و روحانیت شیعه که خود را وارثان امامان میدانند سالهای بسیاری در این رویا و همچنین فراهم نمودن زمینههای تحقق آن کوشیدهاند.
جمهوری اسلامی اولین حکومت دینی با محوریت شیعی است، آرزوی نهادینه شدن در تمامیت روان روحانیت این مذهب از ابتدا تاکنون، رویایی که در نهایت خوشبینی اجداد این حرفه نیز امکان وقوع نمییافت و حال آنانی که باوری به انجام و از آن مهمتر جایگیری این حکومت نداشتند، گویی سودایی دیگر در سردارند، افزودن به امامانی که سبب گذران و اوجنشینیشان را داشتند، نوعی ادای دین.
سردار «یداله جوانی»، رییس اداره سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بدون نام بردن از شخص یا گروه خاصی گفته است: «شاید عدهای قلیل حساب شده مانع از به کار بردن این واژه «واژه امام» برای مقام معظم رهبری در سال 1368 شده باشند و دیگران نیز با این تصور که شاید تکرار این واژه برای دیگری از عظمت حضرت امام خمینی بکاهد، آن عده قلیل را تبعیت کردند.»
جمهوری اسلامی اولین حکومت دینی با محوریت شیعی است، آرزوی نهادینه شدن در تمامیت روان روحانیت این مذهب از ابتدا تاکنون، رویایی که در نهایت خوشبینی اجداد این حرفه نیز امکان وقوع نمییافت و حال آنانی که باوری به انجام و از آن مهمتر جایگیری این حکومت نداشتند، گویی سودایی دیگر در سردارند
او در تعریف خود از عنوان امام، توضیح داد که این عنوان به معنای «راهنما، پیشوا، رهبر و کسی که باید به او اقتدا کرد و از او تبعیت نمود، است.»
سردار جوانی همچنین با اشاره به آنچه «نظریه سیاسی شیعه» نامیده، این نظریه را مبتنی بر «اندیشه امت و امامت» دانست و افزود: «در نظام سیاسی اسلام، مردم در حکم امت و رهبر یا حاکم جامعه در حکم امام است.»
او در عین حال از «اعتراف افرادی از بزرگان پس از دو دهه به این اشتباه» خبر داد و با اشاره به «آیتاله نوری همدانی»، از مراجع تقلید طرفدار رهبر جمهوری اسلامی، نوشت: «پس از فتنه سال 88 یکی از مراجع عظام تقلید، یعنی حضرت آیتاله العظمی نوری همدانی، با صراحت اعلام کرد که اشتباه کردیم و باید از همان اول از ایشان با عنوان امام خامنهای یاد میکردیم.»
با وجود این، سردار جوانی بدون اشاره مشخصی افزوده که: «اکنون مدتی است که در جامعه، بین مردم، مسوولان و در برخی از رسانهها، به این مهم توجه میشود و از رهبر انقلاب اسلامی و ولی فقیه حاکم با عنوان امام خامنهای یاد میگردد.»
شاید در نگاه بیتوجه این عنوان نیز مانند دیگر شوخیهای جمهوری اسلامی جلوه کند، شوخی در حد هاله نور و پرژکتور نورانی اتومبیل اما به نظر میرسد واقعیت ماجرایی بسیار پیچیدهتر است، همه شواهد دال بر گسترش روندی به سوی خرافه مضاعف در جامعهای بسته و ذاتن مذهبی است.
شاید در دوران صفویه هیچ ایرانی تصور نمیکرد که این حکومت در هزارهای بعدی موجب جریانی غیرقابل کنترل و دینی تندرو شود، احتمالن آنها باور نمیکردند که به تعداد تمامی آرزوهایشان در کشور پارس زبانشان امامزاده بروید، دقیقن مانند همان گمانی که ما برای آینده کشورمان نداریم، تولید امامانی در ورژنی پایینتر از قداست اما با تاثیرگذاری مضاعف.
امامانی پارسی زبان که سید و از خون علی هستند و برپا دارنده پرچم به زمین افتادهاش و همگی منتظر جد چند صد سالهشان.
شنیدهها حاکیست که در همین دوران و با وجود انواع وسایل ارتباط جمعی و مسجل بودن رفتار بد بیبازگشت آقای خمینی تعدادی از هموطنان گرفتار در مقبره این آقا نذورات و نامههایی برای رفع حاجاتشان میاندازند، برای او نذر میکنند و به ضریحش بند گره میزنند، پس چگونه میتوان انتظار داشت در آینده این رفتار تبدیل به باوری چندشآور اما عمومی نشود؟
آقای خامنهای امامت را این گونه تعریف میکند:
«امام، به معنای پیشوا و رهبر است. مفهوم رهبر با مفهوم رهنما فرق دارد. رهبر، آن کسی است که اگر جمعیتی را و امتی را به دنبال خود میکشاند، خود پیش قراول و طلایهدار آن حرکت است. مفهوم حرکت و پیشروی و پیشگامی در خطی که مردم حرکت میکنند، در کلمهی امام وجود دارد. «کنگرهی جهانی حضرت رضا ، سال 1360»
در نگاهی دیگر میگوید:
«امامت، همان رهبری عالمانه و دردمندانه و دلسوزانهی امتی است که دستش از دامان نبوت دینی خالی شده، واقعیتی است که بشریت، به او نیازمند است. در مفهوم امامت پیشآهنگی و پیش قراولی مطرح است «درسمایههای حزب جمهوری اسلامی، سال 1359 و 1360.»
آیا تمامی این سخنان به نوعی یادآور صفاتی نیست که بزرگان حکومتی امروزی از این آقا برمیشمرند؟ مانند سخنان آقای مصباحیزدی در مورد آقای خامنهای:
«از جمله نعمتهای بزرگی ـکه به تصور بندهـ امثال ما و هر ایرانی دیگری اگر سالیان دراز تمام وقت خود را صرف شکر آنها بکند حقش ادا نمیشود، برقراری نظام اسلامی، حاکمیت ولایتفقیه و بهخصوص وجود شخص مقام معظم رهبری است. برقراری نظام اسلامی خداپسند آرزوی همه انبیا، اولیا و صالحان عالم در طول تاریخ بوده و جز در بعضی محدودههای خاص زمانی و مکانی نمونه روشن دیگری از آن را سراغ نداریم. در میان انبیای سابق حکومت حضرت سلیمان بود و در آخرالزمان هم وجود مقدس پیغمبر اکرم که چند سالی در مدینه حکومت کردند و دوران کوتاه حکومت امیرالمومنین که عمدهاش به جنگهای داخلی گذشت، غیر از این موارد در طول تاریخ اسلام به سختی میتوان حکومتی را پیدا کرد که در راس آن معصوم یا تالی تلو (مثل و مانند) معصوم باشد. این نعمت عظیمی است که خدا در این عصر نصیب جامعه ما و امت ما کرد، این نظامی که به دست امام بنیانگذاری شد و توسط مقام معظم رهبری آبیاری و پرورش داده شد.»

No comments:
Post a Comment