Thursday, June 30, 2011

ایران و سوریه در صدر دولت های حامی تروریسم قرار دارند

جان برنان، دستیار رئیس جمهور آمریکا در زمینه مبارزه با تروریسم، می گوید ایران و سوریه همچنان در صدر «دولت های حامی تروریسم» قرار دارند و واشینگتن از تمام ابزارهای سیاست خارجی خود برای جلوگیری از به خطر افتادن امنیت ملی آمریکا توسط این «رژیم‌ها و سازمان‌های تروریستی» استفاده می‌کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، جان برنان، دستیار رئیس جمهور آمریکا در زمینه مبارزه با تروریسم، روز چهارشنه هنگام معرفی راهبرد تازه ایالات متحده در مبارزه با تروریسم، از ایران و سوریه به عنوان دو کشور پیشرو حامی تروریسم و نیز از گروه‌های حزب‌الله و حماس هم با عنوان سازمان‌های تروریستی یاد کرده است.

وی در این باره اظهار داشته است: «در تدوین راهبرد ما برای مبارزه با تروریسم به این امر توجه شده است که کشورها و گروه‌هایی وجود دارند که  برای ضربه زدن به منافع آمریکا از تروریسم حمایت می‌کنند.»

دستیار رئیس جمهور آمریکا در زمینه مبارزه با تروریسم همچنین افزوده است: «ایران و سوریه همچنان  در صدر دولت های حامی تروریسم قرار دارند. حزب‌الله و حماس سازمان‌های تروریستی هستند که اسرائیل و نیز منافع ما را در خاورمیانه تهدید می‌کنند.»

آقای برنان همچنین در تشریح راهبرد ضد تروریستی آمریکا گفته است: «از این رو ما همچنان به استفاده از تمام ابزارهای سیاست خارجی برای جلوگیری از به خطر افتادن امنیت ملی آمریکا توسط این رژیم‌ها و سازمان‌های تروریستی ادامه می‌دهیم.»

ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه نیز در واکنش به برگزای «اجلاس بین‌المللی مبارزه جهانی با تروریسم» در ایران، از جمهوری اسلامی به عنوان فعال‌ترین پشتیبان تروریسم در جهان یاد کرده و برگزاری این کنفرانس در ایران را «نوعی طنز» خوانده بود.

ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در این باره گفته بود: «حمایت مالی، عملی و  لجستیکی از تروریست‌ها و گروه‌های شبه‌نظامی در خاورمیانه و  آسیای مرکزی مانع تلاش‌ها برای ارتقای صلح  و تهدیدی برای ثبات اقتصادی و تضعیف‌کننده رشد دموکراسی در  منطقه است.»

از سوی دیگر دستیار رئیس جمهور آمریکا در مبارزه با تروریسم در بخش دیگری از سخنان خود تلاش دولت باراک اوباما به منظور آنچه جلوگیری از دستیابی ایران به جنگ‌افزارهای هسته‌ای خوانده می‌شود، را نیز اقدامی در راستا تامین امنیت ملی آمریکا و مبارزه با تروریسم ارزیابی کرده است.

این سخنان در حالی بیان شده است که پیشتر ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا نیز ایران را متهم کرده بود که در جریان تازه‌ترین رزمایش موشکی خود، موشک‌های بالستیک با توانایی حمل کلاهک‌های هسته‌ای را به طور مخفیانه آزمایش کرده است.

آقای هیگ که روز چهارشنبه در مجلس عوام بریتانیا سخن می‌گفت، در این باره اظهار داشته بود: «ایران ضمن آزمایش پنهانی موشک‌های بالیستیک، بر خلاف قطعنامه‌ ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل، دست به آزمایش موشک‌هایی نیز زده است که قابلیت حمل کلاهک اتمی را دارد.»

روز سه‌شنبه نیز ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به برگزاری رزمایش موشکی سپاه گفته بود، ایران به جای عمل به تعهدات بین‌المللی خود در باره قدرت موشکی‌اش لاف می‌زند.

هر چند سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز تاکید کرده بود که قطعنامه شماره ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد ایران را از تولید و توسعه موشک‌های با قابلیت حمل کلاهک‌های هسته‌ای باز می‌دارد، اما از اظهار نظر در این زمینه خودداری کرده بود که آیا از نظر واشینگتن موشک‌های شلیک شده توسط جمهوری اسلامی قابلیت حمل کلاهک‌های هسته‌ای را دارد یا خیر. http://www.radiofarda.com/content/f11_iran_syria_usa_terrorism/24250754.html

خرداد ٩۰؛ افزایش ۴١٣ درصدیِ قیمت ها نسبت به سال گذشته

پنجشنبه, ۹ تیر, ۱۳۹۰
چکیده :مردم آن روزها که یک شانه تخم مرغ به قیمت 1400 تومان می‌خریدند را دیگر تقریبا فراموش کردند. امروز هر شانه تخم مرغ بیش از 5500 تومان قیمت دارد. روزگاری در همین تهران، قیمت بربری 50 تومان بود؛ 50 تومانی که مردم تصور می‌کردند، خیلی گران شده... اما آمدن آقای احمدی‌نژاد و اصلاحات اقتصادی دولت ایشان، اگر در نگاه صاحب‌نظران محل نقد باشد، لااقل یک حسن داشت، مردم فهمیدند «از این هم گران‌تر می‌شود» و اتفاقا، در دوره کسی که شعار فرهنگی می‌دهد چنین چیزی رخ نداد، افزایش قیمت‌های 400 درصدی، در دوران این دولت اتفاق افتاده است....

آمارهای بانک مرکزی خاطرنشان می کند که افزایش قیمت مواد غذایی در خردادماه امسال، در مقایسه با خرداد۸۹، نسبت به افزایش قیمت «خرداد ۸۹، نسبت به خرداد ۸۸» بیش از ۴۱۳ درصد بیشتر بوده است.
به گزارش روزنامه اعتماد، این گزارش آماری، یک روز پس از انتشار اخباری مربوط به گرانی ۱۰ تا ۱۵ درصدی قیمت لبنیات در کشور منتشر می شود، که مطابق آن، تحلیل آمار‌ها نشان می‌دهد که ۴۱۳ درصد در واقع تورم نیست، بلکه «افزایش درصد رشد قیمت‌ها» از ۸/۶ درصد در خرداد ۸۹، به ۹/۳۴ درصد در سال ۹۰ است.
بر اساس این گزارش، هنوز تورم خردادماه سال جاری اعلام نشده است و آخرین آمار‌های تفکیک شده بانک مرکزی، مربوط به ماه آغازین سال جاری است.
بر اساس جدول شماره یک شاخص کالاها و خدمات مصرفی مناطق شهری ایران (۱۳۸۳=۱۰۰) تورم خوراکی‌ها مجموعا در فروردین ۹۰، نسبت به فروردین ۸۹، ۲۵٫۷ درصد گزارش می‌شود. شایان ذکر است، این تورم در سال قبل (یعنی فروردین ۸۹، نسبت به فروردین ۸۸) ۱۴٫۱ درصد بوده است. (شاخص بهای کالاها وخدمات مصرفی در مناطق شهری ایران، اداره آمار اقتصادی بانک مرکزی، دایره شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی، فروردین ماه ۱۳۹۰) در واقع در این شیوه محاسبه تورم، بانک مرکزی گروه‌های خوراکی را در دسته‌بندی‌ها و اوزان غلات و نان با ضریب اهمیت ۴٫۵۶ درصد، گوشت با ضریب اهمیت۷۴/۶ درصد، ماهی و حیوانات دریایی با ضریب اهمیت۷۹/۰ درصد، لبنیات و تخم پرندگان با ضریب اهمیت۴۷/۳ درصد، روغن‌ها و چربی‌ها با ضریب اهمیت۹۷/۰ درصد، میوه‌ها و خشکبار با ضریب اهمیت۲۶/۵ درصد، انواع سبزی، حبوب و فرآورده‌های سبزی با ضریب اهمیت۸۷/۳ درصد، قند، شکر، مربا، عسل، شکلات و محصولات قنادی با ضریب اهمیت۲۷/۱ درصد، نمک و ادویه، سس‌ها و چاشنی‌ها و ترکیبات خوراکی با ضریب اهمیت۳۲/۰ درصد، دسته‌بندی کرده و بر اساس وزن (ضریب اهمیت) هر کدام، آنها را محاسبه و مجموع آنها را به عنوان درصد تورم اعلام می‌کند. اما آنچه در این گزارش به آن اشاره شده است، درصد رشد قیمت‌ها (بدون در نظر گرفتن ضریب اهمیت آنها که بانک مرکزی از آن استفاده می‌کند) است. در واقع مفهوم آن گرانی هر کدام از کالاها، بر اساس قیمت آنها ـ و نه شاخص کلی گروه از کالا‌ها ـ است.
افزایش قیمت سالانه
اداره آمار بانک مرکزی هر هفته گزارشی از متوسط قیمت خرده‌فروشی به رسانه‌های گروهی ارسال می‌کند که در آن فهرستی از قیمت مواد غذایی درج شده است. بر اساس این جدول می‌توان افزایش قیمت اقلام موجود را نسبت به زمان مشابه در هفته، ماه و سال قبل محاسبه کرد. آنچه در اکثر رسانه‌ها منتشر می‌شود همین است.
اما با مراجعه به آرشیو سال‌های قبل و در مقایسه تغییرات سالانه آنها، یک نکته جلب‌توجه می‌کند؛ درصد رشد سالانه امسال قیمت مواد غذایی، به طرز بی‌سابقه‌یی دگرگون شده است.
متوسط درصد رشد سالانه قیمت مواد غذایی در خردادماه، در سال‌های ۸۷ تاکنون، ۷۷/۱۲ درصد است، این در حالی است که متوسط افزایش قیمت سالانه در خردادماه امسال، نسبت به سال گذشته ۹/۳۴ درصد ثبت شده است. به عبارتی افزایش قیمت‌ها در خردادماه امسال در مقایسه با سال قبل، بیش از ۲۳/۴۱۳ درصد بیشتر از افزایش قیمت مواد غذایی در خردادماه سال ۸۹، نسبت به سال ۸۸ است.
افزایش قیمت‌های خردادماه امسال، ۲۹/۱۷۳ بیشتر از میانگین افزایش قیمت‌های سالانه در خردادماه سال‌های ۸۷ تاکنون است.
براین‌اساس، درصد رشد قیمت‌ها در خردادماه سال ۸۷، نسبت به زمان مشابه سال ۸۶ برابر ۳۴/۷ درصد بوده است، در خردادماه سال ۸۸، همزمان با انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، قیمت مواد غذایی نسبت به خرداد ماه سال قبل، تنها ۰۴/۲ درصد رشد دارد.
در خرداد سال ۸۹، درصد رشد مواد غذایی نسبت به خرداد ۸۸، به ۸/۶ درصد افزایش می‌یابد.
در خرداد ماه امسال اما، ناباورانه شاهد افزایش حدود ۳۵ درصدی مواد غذایی نسبت به زمان مشابه سال قبل هستیم. براساس جداول بانک مرکزی در چهار هفته خردادماه امسال، می‌توان چنین استنباط کرد که قیمت مواد غذایی بطور متوسط ۹/۳۴ درصد نسبت بمدت مشابه سال قبل رشد داشته است.
افزایش قیمت‌های خردادماه امسال
بر اساس آماری که بانک مرکزی برای چهار هفته خردادماه منتشر کرده است، می‌توان نتیجه گرفت که گروه تخم مرغ با میانگین افزایش ۵/۱۴۱ درصدی در صدر افزایش قیمت‌ها و چای با افزایش ۸/۵ درصدی پایین‌ترین افزایش قیمت را نسبت بمدت مشابه سال قبل داشته است. بر این اساس افزایش قیمت‌ها در خردادماه امسال، در مقایسه با خرداد سال ۸۹، در گروه‌های یازده‌گانه این گزارش به ترتیب افزایش قیمت عبارت است از: تخم‌مرغ با ۵/۱۴۱ درصد، میوه با ۷/۵۷ درصد، روغن با ۵/۴۵ درصد، حبوبات با ۶/۲۷ درصد، برنج با ۹/۲۴ درصد، سبزیجات با ۳/۲۱ درصد، قند و شکر با ۵/۲۰ درصد، گوشت مرغ با ۶/۱۸ درصد، گوشت قرمز با ۱۲ درصد، لبنیات با ۶/۸ درصد و چای با ۸/۵ درصد.
نکته‌یی که در این بین حایز توجه است آن است که ۱۲ درصد افزایش قیمت گروهی مثل گوشت قرمز، چیزی حدود ۱۵۰۰ تومان است، این در حالی است که ۲۰ درصد گروهی مثل قند و شکر، تنها حدود ۲۴۰ تومان است.
گرانی در طول ۶ سال گذشته
حالا سال، سال ۱۳۹۰ است. خیلی وقت از آن روزها گذشته که بنزین زیر صد تومانی در ماشین‌ها می‌ریختند، از آب برای شست و شوی ماشین استفاده می‌کردند و. . . مشاغلی مثل دوره‌گردهایی که به دنبال نان خشک‌ها، در منازل می‌رفتند اصلا دیگر وجود ندارند.
مردم ایران بالاخره صرفه‌جویی را می‌آموزند و چه آموزش گرانی! واحد این اعداد تومان یا ریال نیست، اینها درصد افزایش قیمت هستند. ۴۵۹، ۳۸۴، ۳۵۹ و. . . اینها درصد افزایش قیمت اقلام خوراکی از در طول شش سال گذشته تاکنون هستند.
در آرشیو بانک مرکزی، جدول خرده‌فروشی مواد غذایی تا قبل از خرداد ۱۳۸۶ موجود نیست، اما هنوز هم در آرشیو مطبوعات قیمت دوران سال ۱۳۸۴، به نقل از گزارش‌های بانک مرکزی موجود است. در این بخش مقایسه‌یی انجام شده بین قیمت مواد غذایی اعلامی از سوی بانک مرکزی به نقل از خبرگزاری فارس در هفته اول مردادماه ۱۳۸۴، با هفته آخر خردادماه ۱۳۹۰٫
میانگین افزایش قیمت‌ها در هفته آخر خردادماه امسال، در مقایسه با هفته اول مردادماه سال ۸۴ (ابتدای ریاست‌جمهوری دکتر احمدی‌نژاد) حدود ۱۸۰ درصد است. به ترتیب گروه‌های تخم‌مرغ با ۳۰۷ درصد، میوه ۲/۳۰۳ درصد، گوشت قرمز با ۶/۲۰۱ درصد، سبزیجات با ۳/۱۹۹ درصد، برنج با ۱۹۱ درصد، روغن با ۵/۱۵۳درصد، قند و شکر با ۵/۱۴۶ درصد، لبنیات با ۹/۱۱۲ درصد، گوشت مرغ با ۵/۱۱۰ درصد و چای با ۴/۷۱ درصد، در آخرین هفته خرداد ماه امسال، در مقایسه با نخستین هفته از نخستین ماه آغاز به کار دکتر احمدی‌نژاد افزایش قیمت داشتند. انگور، سیب گلاب و خربزه به ترتیب با ۱/۴۵۹ درصد، ۸/۳۸۴ درصد و ۵/۳۵۹ درصد در بین اقلام مورد بررسی در اینجا صاحب بیشترین افزایش قیمت‌ها و پنیر پاستوریزه، پرتقال درجه یک و شیر، به ترتیب با ۲/۳۳ درصد، ۷/۴۸ درصد و ۶/۶۶ درصد کمترین رشد قیمت‌ها را داشتند. ریز قیمت‌ها و تغییرات را می‌توانید در نمایه‌ها و جداول مشاهده کنید.
ذکر این نکته نیز بجاست، که برخی اقلام موجود در گروه میوه جات در دو جدول مرداد ۱۳۸۴و خرداد ۱۳۹۰، شاید به دلیل تغییر فصل (که در گزارش‌های هفتگی بانک مرکزی نیز معمول است) موجود نبودند که عملا محاسبه تغییرات قیمتی آنها ممکن نبوده، لذا نگارنده با توجه به نبود گزارش مزبور در آرشیو بانک مرکزی، ناگزیر شده اطلاعات آن را از آرشیو خبرگزاری‌ها تهیه کند، بنابراین تنها در گروه میوه‌جات، مبنای محاسبه و گنجاندن اقلام، موجود بودن قیمت هر قلم کالا در هر دو تاریخ (هفته سوم خرداد ۹۰ و هفته اول مرداد ۹۰) و وجود آن در آرشیو خبرگزاری‌ها بوده است.
افزایش قیمت‌ها به کدام سو؟
در سوم تیرماه ۱۳۸۴، محمود احمدی‌نژاد با شعار گسترش عدالت، ایجاد تحولات ساختاری در اقتصاد کشور به قصد اصلاح آن، حمایت از مستضعفان و. . . روی کار آمد. هنوز آن مصاحبه معروف دکتر محمود احمدی‌نژاد، که آن روزها مثل امروز شناخته شده نبود در گوش بسیاری از ما زنگ می‌زند: «یعنی مشکل کشور ما، شکل موی جوان‌هاست؟ یعنی مشکل مردم ما اینه؟ جوان هر طور که می‌خواهد موی خود را بزند، به من و شما چه ربطی دارد؟ دولت باید بیاید و اقتصاد را سامان بدهد …» و چه سامانی …
در این دوران هر چه واردات خودروهای لوکس، روز به روز افزایش یافت، به همان اندازه هم قیمت مواد غذایی، کرایه وسایل نقلیه عمومی و. . . رشد کرد. حسب قاعده، ماشین‌های ۲۰۰ میلیون تومانی را قشر مستضعف مصرف نمی‌کنند، مستضعفان هستند و گرانی ۷۰ تا ۱۰۰ درصدی کرایه اتوبوس و چند برابر شدن قیمت نان.
از قدیم سیب زمینی، نان و ماست یا تخم مرغ، طعام فرودست‌ترین اقشار جامعه بوده و جالب است که در دولت حامی مستضعفان، نان چند برابر شده، سیب‌زمینی ۲۰۸ درصد و ماست باز ۱۱۳ درصد و تخم مرغ هم که ۳۰۷ درصد افزایش قیمت داشته‌اند.
مردم آن روزها که یک شانه تخم مرغ به قیمت ۱۴۰۰ تومان می‌خریدند را دیگر تقریبا فراموش کردند. امروز هر شانه تخم مرغ بیش از ۵۵۰۰ تومان قیمت دارد. روزگاری در همین تهران، قیمت بربری ۵۰ تومان بود؛ ۵۰ تومانی که مردم تصور می‌کردند، خیلی گران شده… اما آمدن آقای احمدی‌نژاد و اصلاحات اقتصادی دولت ایشان، اگر در نگاه صاحب‌نظران محل نقد باشد، لااقل یک حسن داشت، مردم فهمیدند «از این هم گران‌تر می‌شود» و اتفاقا، در دوره کسی که شعار فرهنگی می‌دهد چنین چیزی رخ نداد، افزایش قیمت‌های ۴۰۰ درصدی، در دوران این دولت اتفاق افتاده است.
گزارش از جرس

لااقل دم از حکومت عدل علی نزنیم

چکیده :این حرف مال مانیست که همیشه از حکومت اسلامی حرف زده ایم و مردم را به آرمانهای عدالت علوی سرخوش و دلگرم ساخته ایم . باید تکلیفمان را مشخص کنیم ، اگر ادعای حرکت در مسیر الگوی آرمانی اسلام را داریم باید پای آن بایستیم و اگر قرار است مثل " همه جای دنیا " باشیم دیگر سزاوار نیست این قدر از دین و عقیده مردم هزینه کنیم و دائم از حکومت عدل علی علیه السلام حرف بزنیم....

محمد رضا زائری در وبلاگش می نویسد:
قربون برم خدا رو ، یه بوم و دو هوا رو … این ور بوم تابستون، اون ور بوم زمستون …
قصه اش را همه می دانید و احتمالا شما هم مثل من این روزها زیاد یاد این قصه می افتید .
برخی از مسئولان بدون آن که متوجه باشند برای توجیه یک مشکل از چاله به چاه می افتند . مثلا می خواهند شرمساری شان از قضیه ای مثل تجاوز دسته جمعی اشرار به اعضای یک خانواده در محیط خصوصی و فقدان امنیت و عدم برخورد قاطع با مجرمین ( که طبق اعلام رسمی اکثرا سابقه دار بوده اند) را بپوشانند و چون ما قرار نیست مثل سوئدی ها استعفا دهیم یا مثل ژاپنی ها خودکشی کنیم با کمال جرأت و شهامت اظهار می فرمایند : در ” همه جای دنیا ” از این اتفاق ها می افتد ! و البته تا اینجا حق هم دارند و راست می گویند ، بله در ” همه جای دنیا ” از این اتفاقات رخ می دهد .
لیکن آیا در سایر امور هم ما خودمان را با ” همه جای دنیا ” مقایسه می کنیم که اینجا مثل ” همه جای دنیا ” شده ایم ؟ چرا وقتی پای مردم در میان است حق نداریم خود را با دیگران مقایسه کنیم ، ولی وقتی نوبت به پاسخگویی مسئولان می رسد ما می شویم مثل ” همه جای دنیا ” ؟
بیایید صادقانه بپذیریم که ما در شرایطی به سر می بریم که خوب و بدش در هم است و همه چیزمان به هم می آید و به هزار و یک دلیل – از تراکمات تاریخی و فرهنگی تا توطئه استکبار جهانی – مشکلات خودمان را داریم .
ما که حراست یک اداره کوچک مان در آن طرف کشور، یک نفر را به دلیل شبهه مشکلی ساده اخراج می کند اما کسی دیگر با پرونده ای صدبرابر آن می تواند [ ... ] بشود.
ما که سرقت های میلیاردی را رها می کنیم و به سرقت دو کیلو گوشت می پردازیم . ما که از صدور انقلاب و تأثیرگذاری در تحولات منطقه حرف می زنیم و درست در اوج تحولات جهان اسلام سرمردم را به جن و جن گیری گرم می کنیم و آبروی دین و دیانت و انقلاب و نظام را در دنیا می بریم .
ما که پلیس مان این طور به حجاب خانم ها و لباس آقایان می پردازد و درست وقتی که افتضاح تجربه عربستان سعودی در سازمان امر به معروف و نهی از منکر شان آشکار شده، به فکر تأسیس وزارتش افتاده ایم!
کجای ما به ” همه جای دنیا ” شبیه است که اینجایمان را این طور توجیه می کنیم ؟
آیا در همه جای دنیا مطبوعات و رسانه ها از پرداختن به بسیاری امور منع می شوند ؟ آیا در همه جای دنیا پنجاه کانال تلویزیونی را یک رئیس اداره می کند ؟ آیا در همه جای دنیا یک انتقاد ساده از یک وزیر و وکیل هم ترس و لرز دارد ؟ آیا در همه جای دنیا ناتوانی ها و کوتاهی شان را باامام و انقلاب و شهدا و دین و خدا توجیه می کنند ؟ آیا در همه جای دنیا می توان از پاسخگو بودن در مقابل مردم به بهانه های گوناگون فرار کرد ؟
آیا در همه جای دنیا موقع سخنرانی از ولایت فقیه دم می زنند و موقع عمل از زیرش در می روند ؟ آیا در همه جای دنیا حرف های مهم نوروزی رهبرشان را طی فروردین ماه روی موتورسیکلت های تشریفات می نویسند و بعد کلا فراموش می کنند ؟
آیا در همه جای دنیا با خون شهدا به همه جا می رسند و بعد قبور مطهرشان را تخریب می کنند و حتى به اجساد پاکشان اهانت می شود ؟
آیا در همه جای دنیا وقتی یک طلبه متعهد به اطاعت از توصیه رهبرشان به مطالبه عدالت می پردازد دستگیرش می کنند و با زبان روزه سیلی اش می زنند ؟ آیا در همه جای دنیا به جای تبیین ارزشهای نظام خود از طریق مدارس و رسانه ها فقط شعارش را می دهند وبعد مخاطبان را به خاطر دوری از این ارزشها محاکمه می کنند ؟
آیا در همه جای دنیا در برنامه کودک تلویزیون مجری های عروسکی به بچه ها توصیه راستگویی می کنند و در اخبار سراسری اش مسئولان رسمی تجربه های دیگر دارند ؟
از این سؤالات تا دلتان بخواهد می شود پرسید . این پرسش ها هم جواب دارد . آری ، اگر معلوم شد که ما در همه چیزمان مثل همه جای دنیا هستیم ، آن وقت این موضوع را هم می پذیریم و مثل همه جای دنیا برای درمان این درد دنبال دوا می گردیم .
آری ، در ” همه جای دنیا ” هزار و یک مشکل دارند ،‌فراموسونری هست ، سی آی ای هست ، نفوذ مال و ثروت و قدرت هست ، فساد و فحشا هست و همه اینها قبول ، اما در مقابل یک نوعی توازن قوای سیاسی مناسبات سلطه و حضور حزبی و پرسشگری و پاسخگویی و افشاگری هم هست . و از همین ” همه جای دنیا ” هر روز رسانه های خودمان خبر از وزیری می دهند که به خاطر یک دروغ استیضاح شده یا رئیسی که به خاطر یک مشکل برکنار گردیده یا نماینده پارلمانی که به خاطر استفاده از کارت اعتباری اداری برای سی لیتر بنزین ناقابل آبرو و حیثیت خود را از دست داده است .
پیشتر بارها نوشته ام که هرگز روا نیست خود را با هر جای دیگر دنیا مقایسه کنیم ، ارزشهای معنوی و قابلیت های انسانی و امیدهای الهی که انقلاب مبار ک اسلامی را تا کنون هدایت کرده در هیچ جای جهان نیست . افزون بر این ، هر چه در معیارهای ظاهری و مادی مطرح می شود در مقابل دستاوردهای عظیم این نظام پرافتخار رنگ می بازد .
مردم هم حقایق را می دانند و می فهمند که رنگ و لعاب دروغین دموکراسی و آزادی در غرب اساسا فریبی بیش نیست ، با این تفاوت که آنها برای جا انداختن این دروغ هزینه می کنند .
در مقاله ” آمریکا دروغ می گوید ، جمهوری اسلامی هم ! ” به همین موضوع پرداخته ام که آنها در مسائل کلان دروغ می گویند ولی در امور خرد به راستگویی تظاهر می کنند اما ما در شعارهای اساسی نظام چون ” استقلال و مردمسالاری دینی ” راست می گوییم لیکن خودمان را برای امور بسیار ساده ای ضایع می کنیم و مثلا می گوییم در کشور ما اصلا همجنس بازی وجود ندارند و هیچ کس برای نان شبش محتاج نیست ! “باید بپذیریم که نمی شود یک بام داشت ودو هوا ، و با تعابیری مثل ” همه جای دنیا ” با مردم سخن گفت .
این حرف مال مانیست که همیشه از حکومت اسلامی حرف زده ایم و مردم را به آرمانهای عدالت علوی سرخوش و دلگرم ساخته ایم . باید تکلیفمان را مشخص کنیم ، اگر ادعای حرکت در مسیر الگوی آرمانی اسلام را داریم باید پای آن بایستیم و اگر قرار است مثل ” همه جای دنیا ” باشیم دیگر سزاوار نیست این قدر از دین و عقیده مردم هزینه کنیم و دائم از حکومت عدل علی علیه السلام حرف بزنیم.

Tuesday, June 28, 2011

مملکته داریم؟

چهارشنبه ۸ تير ۱۳۹۰

مملکته داریم؟

هر وقت می خواهم در وجود امام زمان تردید کنم، یک چیز مانع می شود. نه اینکه فکر کنید اصراری دارم که حتما در وجود او تردید کنم. اتفاقا به این دلیل که به عالم ماوراء الطبیعه معتقدم، در مورد اینکه امام زمان غیب شده است، یا هزار سال عمر کرده است، یا طی الارض می کند، یا زمانی ممکن است ظهور کند، مشکل ندارم. شاید تنها سووال من این است که اگر امام زمان ظهور کند، من می توانم کتابهایم را چاپ کنم و به ایران برگردم یا نه و اینکه اگر حضرت مهدی بیاید آیا می شود طنز نوشت یا نمی شود؟ شاید فکر کنید که نگاه علمی به جهان با وجود امام زمان تعارض دارد. ولی به نظر من این موضوع اصلا مهم نیست، چون چهل پنجاه درصد حکومت های آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین از نظر علمی نباید وجود داشته باشند و باید سالها قبل از بین رفته باشند. یا مثلا در مورد حکومت جمهوری اسلامی هیچ تردیدی ندارم که اگر علم معیار باشد، این حکومت باید سالها قبل از بین رفته باشد. براساس قوانین سطح شیبدار، هر حکومتی در این وضع باید سالها قبل سقوط کرده باشد. آمارهای ایران را بدهید دست آقای انشتین، اگر توانست از آنها به یک منطق ریاضی برسد، من هم قبول می کنم.
به نظر من بقای جمهوری اسلامی خیلی غیرطبیعی تر از هر فرض دیگر علمی یا دینی  است. البته من به این دلایل نیست که امام زمان را قبول دارم. مهم ترین دلیل این است که ایران مملکت امام زمان است و آقا امام زمان راسا و با قدرت شخصی خودش این حکومت را اداره می کند. به من نگوئید که این حرفها حرف مفت است. یا دلیلی بیاورید که چنین حکومتی با این کارهایی که می کند با کدام دلیل باقی مانده است؟ یا من محکم تر خواهم شد.

صورت مساله
طبیعی است که برای تداوم یک کشور، یک دولت باید وجود داشته باشد. و این دولت باید یک کارهایی بکند. منظور من البته عصر یخبندان اولیه یا دورانی که دایناسورها برای خودشان ول می گشتند روی کره زمین یا زمان تولد جنتی نیست. بالاخره قبول دارید که آن دوره هزاران سال است تمام شده و امروزه روز بدون دولت نمی شود کشوری وجود داشته باشد. دولت ما کجاست؟ اصلا دولتی وجود دارد؟
دو سال قبل یک انتخابات برگزار شد که هیچ کسی جز خود دولتی که وجود دارد باور نکرد و  نمی کند که  رای مردم درست درمان  شمرده شده باشد. از آن زمان هم تا همین یک هفته بعد از نوروز، تمام مسوولان کشور زور می زدند که ثابت کنند این دولت وجود دارد. شد هشتم فروردین و یک دفعه کاشف به عمل آمد که نه تنها این دولت مصداق بارز بهترین دولت در تاریخ و جغرافیا نیست، بلکه مصداق بارز شیطان است و با رمالی و جن گیری تا حالا عمرش را ادامه داده است. حالا هم یک چیزی به اسم رئیس جمهور وجود دارد که نه مردم قبولش دارند، نه مجلس، نه قوه قضائیه، نه کفار، نه مومنین. خودش هم خودش را قبول ندارد.
می گوئی وزارت اطلاعات، آن که دست رهبر است. می گوئی وزارت خارجه، آن یکی که حق ندارد معاونش را خودش تعیین کند. یک وزارت نفت داریم که مهم ترین وزارتخانه کشور است، ولی پایش در هواست. نصف اعضای حکومت می خواهند  وزارت نفت باشد، نصف دیگرش می خواهتد که نفت ادغام شود با یک وزارتخانه دیگر. وزیرش کیست؟ معلوم نیست. همین دیروز، خیلی لازم نیست به تاریخ دور بروید، همین دیروز در اثر سقوط بار جرثقیل در حین عملیات فنی، دو مهندس مهم پالایشگاه تهران کشته شدند. نمی دانم خنده دار است یا گریه دار، ولی کشوری که دقیقا 99 سال قبل اولین پالایشگاه جهان در آن جا یعنی در آبادان احداث شده، آیا خنده ندارد که بخاطر افتادن یک چیزی از جرثقیل، بخشی از پالایشگاه و مهندسانش از میان بروند؟ پالایشگاه آبادان، همین یک ماه قبل بخاطر بازدید رئیس جمهور قبل از افتتاح فلان قسمت دچار آتش سوزی شد. یا همین دیروز، نه ده سال قبل، همین دیروز همزمان 15 نیروگاه کشور گازشان قطع شد، آن هم در کشوری که دومین دارنده  گاز در جهان است. این دو تا خبر را داشته باشید. باز هم همین دیروز، خبر منتشر شد که بزرگترین پتروشیمی غرب ایران در ایلام که میلیاردها پول برای راه اندازی اش صرف شده بود، بخاطر نداشتن پول و مشکلات مالی نصفه کاره رها شده.
حتما می گوئید کشور فقیر است و پول نداریم. کشوری که فقیر است و نمی تواند پالایشگاه اش را که میلیاردها برای آغاز ساختش هزینه شده، کامل کند، چطور می تواند به میلیونها نفر یارانه بدهد؟ یا مثلا در همین دیروز، در رزمایش پیامبر اکرم، پنج فروند موشک شهاب محض رضای خدا شلیک شد و پولش دود شد و رفت آسمان. یعنی ما پالایشگاهی را که نصف هزینه اش را کردیم چون پول نداریم، متوقف می کنیم، بعد پولش را یا می دهیم دست مردم که با آن پول قبض آب و برق و گاز را بدهند، یا موشک درست می کنیم و می زنیم وسط بیابان.
البته من می دانم چیزی به اسم دولت ظاهرا وجود دارد، حتی اگر کم کم اسم احمدی نژاد را فراموش کنم، از روی جرایم زندانیان سیاسی یادم می آید که تعدادی آدم برای اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری زندانی و دستگیر شدند و تعدادی کشته شدند و تعدادی کتک خوردند. پس من توهم ندارم، یک کسی به اسم احمدی نژاد که این روزها با اسم مستعار " انحرافی" یا " برخی اشخاص" اسمش را می برند، قبلا وجود داشته. حتی یک کسی به اسم مشائی هم معاونش بوده. حالا غیبت صغری یا کبری رفته بماند.
به عبارت دیگر این چیزی که قبلا اسمش دولت بود، و شانزده هفده وزارتخانه داشته، حالا معلوم نیست چه شده؟ کدام وزارتخانه وجود دارد؟ کدام یکی از ادغام شده؟ به فرض که وجود داشته باشد، معلوم نیست وزیر دارد یا سرپرست؟ به فرض که وزیر داشته باشد، معلوم نیست دو ساعت دیگر وزیر برکنار نشده یا دستگیر نشده باشد. تقریبا در کل دولت حتی یک وزیر وجود ندارد که هم رئیس جمهور قبولش داشته باشد، هم رهبر و هم مجلس. دروغ چرا، احتمالا وحیدی تنها وزیری است که کسی با او مشکل ندارد، آن یکی هم در تمام جهان به عنوان تروریست تحت تعقیب است. حالا با این دولت که دستش زیر سر خامنه ای است، لنگش زیر سر مجلس، باهنر گفته " به توصیه آقا فعلا باید دست و پای احمدی نژاد بسته شود." البته العهده علی الراوی، این موجود بی دست و پا چه چیزی دارد که قرار است بسته شود؟
این که از دولتی که حکومت نمی داند دولت دشمن اصلی اش است یا مخالفان حکومت. مجلسی هم که وجود ندارد. اگر توانستید به حافظه تان رجوع کنید و بیش از ده نفر از اسامی نمایندگان مجلس را بگوئید. مردم که قبول شان ندارند و اصلا برای شان تره خورد نمی کنند. احزاب سیاسی که به آنها نمی گویند نماینده مردم و می گویند راهیافته به مجلس. رهبر هم که قبول شان ندارد، اگر قبول داشت هفته ای یکبار مثل بچه دبستانی ها برایشان حکم صادر نمی کرد که به وزرا رای اعتماد بدهید، بعد از دو سال بگوید همان وزرا را برکنار کنید. نصف نماینده ها هم که افسردگی بعد از زایمان مشائی را دارند و معلوم نیست کجا هستند. فروردین می گویند مخالف دولت مخالف ولایت فقیه است، اردیبهشت می گویند طرفدار دولت مخالف ولایت فقیه است.
یک عده ای در مجلس نشسته اند، حق تغییر دولت را که از طرف رهبر نداشتند، رئیس جمهور هم که معتقد بود آنها در راس امور نیستند، نماینده ها جرات نمی کردند اعتراض کنند. این همه پول جابجا شد و قرارداد خارجی بسته شد و عمرو رفت و زید آمد و نماینده ها نفهمیدند بالاخره شریک تجاری ایران ایتالیا است؟ چین است؟ ترکیه است؟ برزیل است؟ روسیه است؟ کومور است؟ کی است؟ دل شان خوش بود که مثل بچه مدرسه ای های شلوغ کن، گاهی جلوی دوربین زبان دربیاورند یا انگشت نشان بدهند و " دو دو" بگویند، این هم که به امر ولی امر مسلمین ممنوع شده حالا مجبورند یک سوزن بزنند به آنجای باهنر و بطوری که استکبار جهانی نشوند، جیغ بکشند. 270 نفر آدم بالغ نسبتا عاقل موبایل به دست منتظرند که باهنر به آنها زنگ بزند که اگر لاریجانی هماهنگ کرده بود با وحید، رئیس دفتر آقا تلفنی حرف بزنند و ببینند که هفته آینده از دولت پشتیبانی قاطع کنند یا بطور قاطع دولت را برکنار کنند. تازه، این مجلس همان مجلس است که شش ماه دیگر باید برود ددر و آخرش جمع بزنند که در این چهار سال چه کار کردیم حاصل این می شود که یک سال زور زدیم یکی بشود رئیس جمهور، یک سال زور زدیم نگهش داریم، یک سال زور زدیم ثابت کنیم برای کسی که خودمان تائیدش کرده بودیم که ما را به رسمیت بشناسد، سال آخر هم زور زدیم که برش داریم. این هم از مجلس مان.
آن طرف هم قوه قضائیه. نصف زندانیانش کسانی هستند که جرم شان مخالفت با دولت است، نصف دیگر زندانیانش جرم شان طرفداری از دولت است. نصف قاضی هایش به دلیل خلاف تحت تعقیب اند، نصف دیگر دنبال محاکمه آن قاضی های متخلف اند. امروز یکی را به جرم مخالفت با دولت می گیرند، در زندان کتک می خورد و بیرون می آید و می شود طرفدار دولت، بعد چون طرفدار دولت است تحت تعقیب قرار می گیرد. فردا یکی را که حامی دولت است می گیرند و زندانی می کنند و به زور وادارش می کنند که اعتراف کند مخالف حکومت است و بعد چون مخالف حکومت است تحت تعقیب قرار می گیرد. این هم شد قوه قضائیه.
بالای همه اینها یک شورای تشخیص مصلحت است که رئیس آن بطور خانوادگی تحت تعقیب و کنترل است و از طرف رهبر بی بصیرت شناخته شده. نماینده سپاه در دفتر منشی اش بمب کار گذاشته، همه کسانی که در دوره وی وزیر نشدند و به آرزویشان نرسیدند الان در انتظارند که مهدی را دستگیر کنند تا یک بادکنگ بترکانند یا فایزه را برای بازجوئی احضار کنند و ببنید این درست است که عفت خانم موقع دستگیری بچه هایش دهان می گشاید و هر چه نه بدتر طرف مقابل را می گوید.
یک مجلس خبرگان هم داریم که باید رهبر تعیین کند، ولی رهبر رئیس و اعضایش  را تعیین می کند. یک رهبر هم داریم که سالی یک روز یک تصمیم مهم می گیرد و سالی 364 روز باید همه حکومت جمع شوند که اشتباهاتی را که  در آن روز کرده اصلاح کنند. کسی که نزدیکترین آدم به رهبر است یک ماه بعد بزرگترین دشمن اش می شود و کسی که چهل سال رفیق اش بوده حق ندارد از خانه اش بیرون بیاید، و کسی که هشت سال نخست وزیرش بوده انداخته زندان. البته رهبر پر اشتباه در دنیا فراوان است، ولی بدبختی این است که این رهبر تنها کسی است در حکومت ایران که هم بصیرت دارد، هم فرزانه است، هم دشمن شناس است، هم معجزه می کند، هم شعر می فهمد. این همه مصیبت را کجا ببریم، خدا می داند. بقولیا مملکته داریم؟
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2011/june/29/article/-709d75da0d.html 

Friday, June 24, 2011

دادستان اصفهان: زندان‌های اصفهان پر شده است

دادستان اصفهان پر شدن زندان‌های اصفهان را کاملا «طبیعی» دانست و گفت این زندان‌ها در شرایطی ساخته شدند که جمعیت کشور کم بوده و الان شرایط فرق کرده است. این مقام قضایی همچنین گفت که قانونی برای برخورد با دوچرخه‌سواری خانم‌ها وجود ندارد ولی چون «علما و مراجع» از ما خواسته‌اند، برخورد می‌کنیم.
پس از آنکه روز چهارشنبه آیت‌الله لاریجانی، رییس قوه قضاییه از ازدحام زندانیان و کم بودن فضای زندان‌های جمهوری اسلامی به عنوان یکی از نقائص قوه قضاییه یاد کرد، روز گذشته نیز دادستان اصفهان پر بودن زندان‌های اصفهان را کاملا «طبیعی» دانست و گفت «زندان‌های اصفهان برای جمعیت کنونی این شهر کم است و این مساله طبیعی است، چرا که جمعیت کشور افزایش یافته است.»
به گزارش ایسنا محمدرضا حبیبی، دادستان عمومی و انقلاب اصفهان روز گذشته در یک برنامه رادیویی با بیان پر بودن زندان‌ها و اینکه دادسرای اصفهان بسیار پرکار بوده است اضافه کرد که سال گذشته دادسرای اصفهان به «۸۹ هزار و ۳۸۱ پرونده رسیدگی و آنها را مختومه کرده است.»
وی همچنین در مورد آمار اعدام‌های سال ۸۸ گفت که در سال گذشته «۳۲ نفر از قاچاقچيان مواد مخدر در استان اصفهان اعدام شدند.»
آقای حبیبی در خصوص عفو اعدامی‌ها به دلالانی اشاره کرد که به سراغ خانواده‌های اعدامیان می‌روند و با «اخاذی از این خانواده‌ها» به آنها می‌گویند که کاری می‌کنیم که پرونده فرد اعدامی در كميسيون عفو استان تجدید نظر شود و فرد متهم از مجازات اعدام نجات یابد.
دادستان اصفهان با هشدار به خانواده‌ها گفت که «در دام افراد شياد نيفتند و وعده هاي دروغين آنها را باور نكنند چرا که به هيچ عنوان با درخواست عفو افراد داراي سابقه در قاچاق مواد مخدر موافقت نمي‌شود.»
چرا تجاوزها را رسانه‌ای می‌کنید
دادستان اصفهان در بخش دیگری از سخنان خود به مساله تجاوزهای گروهی اشاره کرد و همانند دیگر مسئولان جمهوری اسلامی از رسانه‌ای شدن این پرونده ها انتقاد کرد.
وی گفت: «در اطلاع رسانی و خبر باید دقت نمود تا نحوه اطلاع رسانی و خبر رسانی موجب بالا بردن احساس نا امنی در جامعه نشود چراکه احساس نا امنی از نا امنی مضرتر و بدتر است.»
در ماه‌های اخیر پرونده ۳ تجاوز گروهی در رسانه‌های ایران انعکاس گسترده‌ای یافته که مسئولان جمهوری اسلامی بارها از رسانه‌ای شدن این پرونده‌ها انتقاد کرده‌اند.
روز گذشته آیت‌الله لاریجانی، رییس قوه قضاییه به شدت از رسانه‌ای شدن پرونده‌ی تجاوزهای گروهی انتقاد کرد و اندکی قبل‌تر نیز فرمانده نیروی انتظامی و نماینده خمینی شهر هم از رسانه‌ای شدن این موضوع انتقادات تندی کرده بودند.
دوچرخه سواری بانوان منع قانونی ندارد ولی خلاف خواست علماست
دادستان اصفهان در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه در خصوص دوچرخه‌سواری بانوان قانون مشخصی وجود ندارد گفت برخورد با این گروه «از خواسته‌های علما و روحانیون است.»
وي در این زمینه گفت: «از علما در خصوص دوچرخه‌سواري بانوان سوال شده است و آنها اعلام كرده‌اند خلاف شرع است، ولي در خصوص ترك موتورسيكلت از آنها سوال نشده است. شايد اگر از آنها سوال شود بگويند اين هم خلاف شرع است.»
دادستان تهران: رسیدگی به پرونده‌های اقتصادی دشوار است
روز گذشته دادستان تهران نیز در یک برنامه رادیویی در خصوص مبارزه با فساد اقتصادی گفت که قوه قضاییه با این نوع فسادها به شدت برخورد می‌کند.
به گزارش مهر عباس جعفری دولت آبادی با اشاره به مشکلاتی که در زمینه مبارزه با فساد اقتصادی وجود دارد گفت «کار بر روی پرونده‌های اقتصادی بسیار سخت است.»
آقای دولت‌آبادی علت دشوار بودن برخورد با مفاسد اقتصادی را «ارتباط برخی افراد با منابع قدرت و ثروت» ذکر کرد و گفت «معمولا رسیدگی به این پرونده‌ها سخت و دشوار است.»
وی با بیان اینکه در عالم حقوقی به این افراد می‌گویند «مجرم یقه سفید»، اظهار داشت که قوه قضاییه بشدت با «یقه سفیدها» برخورد خواهد کرد.
موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی سال‌هاست که در جمهوری اسلامی عنوان می‌شود و از زمان روی کار آمدن احمدی‌نژاد نیز این مساله با تبلیغات بیشتری پیگیری شد.
احمدی‌نژاد سال 84 گفته بود که لیست اسامی «مفسدان اقتصادی» را در جیب خود دارد و بزودی آن را اعلام خواهد کرد، اما اینک برخی از اعضای تیم دولت، از جمله محمدرضا رحیمی، معاون اول ریاست جمهوری در مظان اتهام هستند و برخی از نزدیکان احمدی‌نژاد هم به اتهام «غوطه‌ور بودن در فساد اقتصادی» در روزهای اخیر دستگیر شده‌اند.

Thursday, June 23, 2011

عربستان: با تحریم خرید نفت از ایران، کمبود نفت در جهان را کاملا جبران می کنیم.

روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال روز چهارشنبه در گزارشی از هشدار یک عضو خانواده سلطنتی عربستان سعودی در مورد فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی خبر داد. شاهزاده ترکی‌الفیصل از قصد عربستان برای مواجهه با جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ایران با تمام قوا خبر داده است.
به گزارش این روزنامه، این عضو برجسته خانواده حاکم بر عربستان تهدید کرده است که اگر مقامات جمهوری اسلامی فعالیت‌های اتمی کشور را محدود نکنند، ممکن است ریاض با افزایش صادرات نفت خود ایران را از میدان بازار نفت بیرون براند.
این روزنامه آمریکایی در گزارش روز چهارشنبه خود آورده است که با توجه به تکیه روزافزون ایران بر پول نفت، این اقدام احتمالی عربستان سعودی می‌تواند جمهوری اسلامی را فلج کند.
شاهزاده ترکی‌الفیصل در یک سخنرانی در لندن که به گفته وال استریت جورنال در اوایل ماه ژوئن ایراد شده آشکارا گفته است: «عربستان آن قدر ظرفیت تولید دارد – حدودا چهار میلیون بشکه در روز – که تقریبا بلافاصله می‌تواند در بازار جایگزین ایران شود.»
او افزود: «ایران در بخش نفت بسیار آسیب‌پذیر است و از همین نقطه است که بیشتر می‌توان دولت فعلی [جمهوری اسلامی] را تحت فشار گذاشت.»
این روزنامه آمریکایی دست راستی در گزارش خود همچنین از قول برخی از «مقامات عرب در خلیج فارس» گفته است که عربستان قصد دارد در ماه جاری صادرات نفت خود را خارج از سهمیه اوپک تا یک میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
وال استریت جورنال هدف عربستان از این اقدام را جلوگیری از افزایش قیمت‌های جهانی عنوان کرده است. منابع این روزنامه در خلیج فارس همچنین گفته‌اند که امارات متحده عربی و کویت نیز احتمالا به تاسی از عربستان تولید نفت خود را افزایش خواهند داد.
عربستان سعودی که بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت دنیاست تاکنون از حربه نفت برای اعمال فشار در صحنه بین‌المللی استفاده نکرده، اما در هفته‌های اخیر بر برخی از اعضای اوپک، سازمان کشورهای صادرکننده نفت، فشار آورده تا تولید خود را افزایش داده و مانع از افزایش بیش از پیش بهای نفت شوند.
در مقابل جمهوری اسلامی که به درآمد حاصل از نفت بیش از پیش نیاز دارد با این اقدام عربستان به‌شدت مخالف است.
ترکی‌الفیصل در سخنرانی خود همچنین تهدید کرده است که اگر ایران به توانایی ساخت تسلیحات اتمی دست یابد، ریاض نیز «وادار خواهد شد» قدم در همین راه بگذارد.
او همچنین هشدار داده است که کشورش در حال آماده شدن برای به کارگیری تمام توانایی‌های اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی خود به منظور مواجهه با جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ایران است.
گرچه شاهزاده ترکی‌الفیصل در حال حاضر هیچ مقام رسمی در حکومت عربستان را بر عهده ندارد، وال استریت جورنال از قول دیپلمات‌های عرب و آمریکایی می‌گوید که حاکمیت سعودی غالبا برای خبر دادن از سیاست‌های آینده خود شاهزاده ترکی را به صحنه می‌فرستد.
ترکی‌الفیصل پیشتر سفیر عربستان در آمریکا و بریتانیا بوده و زمانی نیز ریاست سازمان اطلاعات سعودی را بر عهده داشته است.
 http://www.islamworldnews.com/fa/display-news.php?nid=4169

تصاویری ازعقرب در حال زایمان









http://islamworldnews.com/fa/display-news.php?nid=4164

Monday, June 20, 2011

دوازده زندانی، دوازده زندگی

۳۰ خرداد ۱۳۹۰ دانا دبیر


image عمادالدین باقی از زندان آزاد شده ولی هنوز در این پوستر تصویر وی باقی است
اینک و به پیشنهاد مسعود بهنود، کمپینی با عنوان «هر ایرانی یک صدا» به راه افتاده‌است تا هر کس با ضبط ویدئوی خود از زندانیان دراعتصاب بخواهد دست از اعتصاب خود بردارند. عده‌ای اما معتقدند نباید از زندانیان خواست دست از اعتصاب خود بردارند بلکه باید حاکمیت را وارد چالش کرد و از دولت‌ها و سازمانهای بین المللی خواست تا دولت ایران را در این موضوع تحت فشار قرار دهند..


این اصطلاح را برای دوازده نفری که اینک در زندان دست به اعتصاب غذا زده‌اند دوست دارم، « کابینه ملت». دوازده  همبند و مبارز که با دیدن مرگ هدی صابر در زندان اوین، بند سیصد و پنجاه،  از روز شنبه دست به اعتصاب غذا زده‌اند.  آنها با مرگ هدی صابر ، بیانیه ای به بیرون از زندان  فرستادند و اعتصاب غذای نامحدود خود را  اعلام کردند. شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل ، فعال حقوق بشر و وکیل در این باره به کمپین بین المللی حقوق بشر گفته است: « مرگ زندانیان سیاسی در زندان یک موضوع سیستماتیک است و حکومت ایران در سنوات مختلف قصدجان زندانیان سیاسی را می‌کند.»
اینک و به پیشنهاد مسعود بهنود ، کمپینی با عنوان «هر ایرانی یک صدا» به راه افتاده‌است تا هر کس با ضبط ویدئوی خود از زندانیان دراعتصاب بخواهد دست از اعتصاب خود بردارند. عده ای اما معتقدند  نباید از زندانیان خواست دست از اعتصاب خود بردارند بلکه باید حاکمیت را وارد چالش کرد و از دولت‌ها و سازمانهای بین المللی خواست تا دولت ایران را  در این موضوع تحت فشار قرار دهند..
جدای از همه تحلیل‌ها و تلاش‌ها سه روز است که این زندانیان در گرمای طاقت فرسای زندان دست به اعتصاب زده‌اند و حاضر نیستند اعتصاب خود را بشنکن تا شاید صدای فریادشان به گوش جهانیان برسد.
این دوازده نفر چه کسانی هستند؟ 


بهمن احمدی امویی روزنامه‌نگار و از فعالان حقوق زنان و دانش‌آموخته رشته اقتصاد از دانشگاه مازندران است. وی با روزنامه‌های جامعه، توس، صبح امروز، نوروز، شرق، وقایع اتفاقیه و سرمایه همکاری داشته و تاکنون دو کتاب به نام‌های «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی» و «مردان جمهوری اسلامی چگونه تکنوکرات شدند» از وی منتشر شده است. او از جمله روزنامه‌نگاران حامی جنبش سبز است که پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ دستگیر شد. انتشار شعری حماسی از فردوسی در سایت خرداد، یکی از اتهامات وی اعلام گردید. وی مدتها بدون ملاقات در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس بود و در آستانه نوروز ۸۹ توانست از مرخصی استفاده کند. اما روز ۹ خرداد ۱۳۸۹ در پی تماس تلفنی یکی از مأموران دادسرای زندان اوین، به زندان بازگشت.
 حسن اسدی زیدآبادی که مسئول کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان است، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، شرکت در تجمعات غیرقانونی و تشویش اذهان عمومی به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام توهین به رئیس جمهور به صد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است. حسن اسدی زیدآبادی پیش از این یک بار دیگر در روز ۱۲ آبان ۱۳۸۸ بازداشت و بعد از حدود ۴۰ روز حبس در روز ۲۲ آذر همان سال آزاد شده بود. آقای اسدی مجددا روز ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ بازداشت شد و در حال حاضر در بند ۲۴۰ زندان اوین نگهداری می شود


عماد بهاور مسئول شاخه جوانان نهضت آزادی ایران و عضو دفتر سیاسی نهضت ایران و عضو هسته مرکزی «پویش حمایت از خاتمی و موسوی» (موج سوم) است که در ۷ خرداد ۱۳۸۸ توسط دادگاه انقلاب بازداشت گردید. اتهام وی توسط یک مقام قضایی تبلیغ علیه نظام عنوان گردید. وی پس از ۹۶ ساعت آزاد شد اما پس از اعلام نتایج انتخابات دستگیر و بگفته وبگاه موج سبز تحت فشارهای روانی برای اقرار تلویزیونی قرار گرفت. بهاور روز چهارشنبه هفتم مرداد ماه پس از تحمل ۴۶ روز زندان انفرادی از زندان آزاد شد. عماد در ۱۶ اسفند ۱۳۸۸ در حالی که به دادگاه انقلاب برای آخرین دفاعیات احضار شده بود، بازداشت شد. این فعال سیاسی پس از بسر بردن چندین ماه در زندان اوین با حکم قاضی دادگاه به ۱۰ سال حبس قطعی محکوم شد. و علاوه بر آن به عنوان مجازات تتمیمی ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی برای وی در نظر گرفته شده ‌است.
   قربان بهزاديان نژاد که در جريان وقايع پس از کودتای انتخاباتی بازداشت شده، به ۵ سال حبس محکوم گردیده است. اين استاد دانشگاه و مشاور مير حسين موسوی در همين مدت از همه حقوق دانشگاهی‌اش محروم و حق تدريس در دانشگاه از وی ستانده شد. دکتر قربان بهزاديان‌نژاد، استاد ميکروبيولوژی در دانشگاه تربيت مدرس بود که در سال‌های اخير فعاليت‌های فرهنگی زيادی داشته است. بهزاديان‌نژاد معاونت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت سيدمحمد خاتمی و مشاور وزير بهداشت در انتخاب رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی را در کارنامه مسئوليت‌های خود جای داده است.

محمد داوری روزنامه نگار و سردبیر سایت سهام نیوز (سایت رسمی حزب اعتماد ملی) است. وی پس از نامه ای توسط مهدی کروبی به رئیس مجلس خبرگان پیرامون شکنجه و آزار زندانیان سیاسی در شکنجه گاه کهریزک دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، اقرار کند. وی در مدت بیش از ۷ ماه بازداشت چند نوبت اعتصاب غذا داشت. مهدی کروبی در نامه‌ای به دادستان تهران، مسئولیت تمام اسناد و فیلم‌هایی را که به عنوان مستندات وجود شکنجه و تجاوز جنسی در زندان‌های ایران ارائه کرده بود بر عهده گرفت و محمد داوری را تنها فیلمبردار مصاحبه‌ها عنوان کرد و گفت او هیج نقش دیگری در این ماجرا نداشته است.

امیر خسرو دلیر ثانی از فعالان ملی-مذهبی، عضو جنبش مسلمانان مبارز و نماینده جنبش در «کمیته پیگیری بازداشتهای خودسرانه» و کانون مدافعان حقوق بشر از فعالان حقوق بشر در ایران است که در تاریخ ۱۳ دی ماه سال ۱۳۸۸ با حمله ماموران امنیتی به منزل شخصی اش بازداشت شد. بازداشت وی در راستای مجموعه بازداشت های موسوم به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ انجام شد که در آن به بهانه اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات خیل فعالان سیاسی و مدنی در ایران بازداشت  به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. وی پس از گذراندن دو ماه بازداشت در سلول انفرادی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. جلسه رسیدگی به اتهامات وی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و وی به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرایم علیه امنیت کشور» به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. از زمان صدور حکم تا کنون وی بدون استفاده از حق مرخصی در زندان به سر می برد. امیر خسرو دلیر ثانی از داخل زندان هم به فعالیت های خود ادامه داده است و از امضا کنندگان بیانیه های مشترکی است که از بند ۳۵۰ زندان اوین به مناسبت های مختلف منتشر گردیده و بر ادامه مبارزات و مواضع تا احقاق حقوق تاکید می شود که معروفترین آنها بیانیه معروف به ۱۴ نفر است که با بهره گیری از سخنان محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، خواستار تشکیل گروه مستقل حقیقت یابی برای بررسی حقایق مربوط به انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن و انتشار بی طرفانه نتایج کارگروه شدند. در بهمن ماه ۱۳۸۹ وی به دلیل ادامه اعتراضات از داخل زندان و عدم همکاری با ماموران وزارت اطلاعات برای مدت کوتاهی به بند ۲۰۹ زندان اوین - بند امنیتی وزارت اطلاعات - منتقل شد.

فیض‌الله عرب‌سرخی سیاستمدار و عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است. وی در نخستین هفته‌های دستگیری بدلیل مقاومت در برابر بی قانونی های ماموران امنیتی ستاد کودتا در زندان اوین، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به بیمارستانی متعلق به یکی از نهادهای نظامی در شمال غربی تهران منتقل شد. او پس از آنکه از حضور در دادگاههای نمایشی سر باز می زند توسط نیروهای اجرایی یک از نهادهای قضایی به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و به بهداری اوین منتقل می شود و پس از چند روز بستری شدن در بهداری اوین مجددا به سلول انفرادی برده می شود اما بدلیل تشدید وخامت حالش مجددا به بهداری و سپس به بیمارستان بقیه الله العظم که متعلق به سپاه پاسداران می باشد منتقل می شود. او به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ابوالفضل قدیانی زندانی سیاسی با ۶۵ سال سن مسن ترین زندانی حامی جنبش سبز در بند ۳۵۰ زندان اوین محسوب می‌شود.به گزارش خبرنگار کلمه، ابوالفضل قدیانی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رییس کمیته تشکیلات این حزب است. وی از جمله زندانیانی است که در دادگاه نسبت به کودتای انتخاباتی ودروغگویی های احمدی نژاد اعتراض کرد .او در تاریخ ۱۹ دی ماه سال گذشته برای گذراندن حکم یک سال زندانش به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رییس جمهور به بند ۳۵۰ اوین رفت. به گفته خانواده قدیانی، پرونده جدیدی برای وی به خاطر نوشتن نامه از داخل زندان و امضای بیانیه در دادسرای اوین باز شده و وی بار دیگر با اتهام تبلیغ علیه نظام مواجه شده است.

محمد جواد مظفر نایب رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات دو روز پس از حوادث ششم دی ماه ۱۳۸۸ دستگیر و شصت و دو روز در سلول انفرادی بند ۲۴۰ اوین زندانی بود. مظفر همچنین روز هشتم اسفندماه ۸۹ هنگام سفر زیارتی به عراق، گذرنامه‌اش ضبط و ممنوع الخروج گردید. وی از مبارزان قبل از انقلاب، نویسنده و پژوهشگر و بنیان گذار انتشارات کویر است. در فهرست منتشر شده از سوی. یکی از پژوهشکده‌های وزارت اطلاعات در زمستان گذشته، انتشارات کویر در زمره هفت انتشارات اصلی اندیشه ساز کشور رده بندی شده بود.

محمدرضا مقیسه روزنامه نگار، وسردبیر مجله بیست ساله ها ، رزمنده دوران جنگ تحمیلی و عضو کمیته پیگیری امور بازداشت‌شدگان و آسیب‌دیدگان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری که در تاریخ ۲۲ مهرماه ۸۸ بازداشت و در تاریخ ۱۱ اسفند ۸۸ با قرار وثیقه پانصد میلیون تومانی آزاد شد. مقیسه در دادگاه بدوی به شش سال زندان محکوم شد. محمدرضا مقیسه مجددا در تاریخ ٢ آبان ۸۹ بازداشت شد.

عبدالله مومنی فعال مدنی- سیاسی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) است. او به خاطر فعالیتهای حقوق بشری اش چند بار به زندان رفته است. از جمله در ۱۸ تیر سال ۱۳۸۶ پس از حمله مسلحانه نیروهای امنیتی به دفترسازمان دانش آموختگان بازداشت شد و وقتی که آزاد شد بسیار لاغر و ضعیف شده بود، او ۱۴ کیلو وزن کم کرده بود و به شدت بیمار بود. به تعبیر یکی از فعالین سرشناس سیاسی او "رکورد دار اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران است" و در عین حال یکی از قربانیان نقض حقوق بشر. می‌توان گفت او اکنون از مرحله فعال دانشجویی عبور کرده و به یک فعال سیاسی سرشناس با دغدغه‌های حقوق بشری تبدیل شده است. عبدالله مومنی شب ۳۰ خرداد ۱۳۸۸پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروند آزاد در میدان ونک تهران که ریاست ستاد شهروند آزاد (حامیان کروبی) را بر عهده داشت بازداشت شد.او و سازمان ادوار تحکیم در این انتخابات از حامیان کاندیداتوری مهدی کروبی بودند. مومنی معتقد بود" رای به کروبی رای به دموکراسی و حقوق بشر است". مومنی نامه‌ای سرگشاده خطاب به علی خامنه‌ای نوشت و در آن به مصائبی که در زندان بر وی رفته است سخن گفت و اظهار داشت زیر شکنجه ناچار به اعترافات دروغین شدم. وی در قسمتی از این نامه می‌نویسد: «... این سخنان عصبانیت مرا نیز برانگیخت و به درگیر شدن من با آنان نیز منجر شد که البته نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن چنان که کثافت‌های درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم. سرم را بیرون آوردند و گفتند که می‌رویم و تا شب بر می‌گردیم و تو تا آن زمان وقت داری که به مسائل اخلاقی‌ات اعتراف و خودت را خلاص کنی. می‌گفتند که «باید کاملا توضیح دهی که با چه کسی در چه زمانی و در کجا و چگونه ارتباط داشته‌ای» و حتی از من می‌خواستند که در برگه بازجویی ام بنویسم که «در دوران کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌ام». بارها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید می شدم تا جایی که فی‌المثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان می‌کرد که چوبی را در ... استعمال می‌کنیم که صدتا نجار نتواند آن را در بیاورد...» 




 مهدی اقبال قاری قرآن و عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی است که  در حسینیه  دارالزهرا شب‌های جمعه به خواندن دعای کمیل برای آرامش و آزادی زندانی سیاسی می پرداخت آبان ماه سال هشتاد و هشت بازداشت و به چهار سال زندان محکوم شد. مهدی اقبال دارای دو فرزند نوجوان است که در برهه‌ای به دلیل زندانی بودن پدر و فشارهای زیاد بر خانواده خود با بحران های شدید روحی مواجه بودند.

توکلی: پای حرفم ایستاده‌ام؛ اطرافیان رئیس جمهور یا مفسدند یا منحرف یا هر دو

احمد توکلی در برنامه زنده بدون خط خوردگی رادیو گفتگو، شرکت کرد و به سوالات مجری این برنامه پیرامون مسائل اخیر پیرامون وزارت امورخارجه پاسخ داد.
به گزارش آفتاب، احمد توکلی گفت: آخرین خبری که دارم این است که وزیر اطلاعات شفاهی به اقای صالحی گفته است که نظر من منفی است و به رغم آن، این شخص نصب می شود و برای آن مراسم معارفه برگزار می شود. ما الآن باید چه جوابی به خون شهدا بدهیم و چه جوابی به مردمی بدهیم که به ما اعتماد کردند و کار را به ما سپردند؟ 
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، درباره ارتباط استیضاح علی اکبر صالحی با اقدامات جریان انحرافی، گفت: این مسئله، ظاهرش خیلی پیچیده نیست. صالحی کسی را به عنوان معاون اداری مالی وزارت امور خارجه نصب کرده که در شورای عالی ایرانیان بوده است. افرادی که در نهاد ریاست جمهوری جا خوش کرده اند به یک نوع سکولاریسم منحط مبتلا هستند و از نظر مالی هم هزار و یک حرف و حدیث درباره آنها وجود دارد که قوه قضائیه باید تکلیف آنها را روشن کند و بعضی از انها به صورت صریح متهم هستند. ملک زاده کسی است که اطرافیانش بازداشت شده و خودش هم در شرف بازداشت است. در این موقعیت حساس، وزیر خارجه؛ با این عذر که رئیس جمهور به وی دستور داده است؛ این شخص را به سمت اداری و مالی نصب کرده که به نظر من این انتصاب یک فاجعه سیاسی و اداری است.
وی در ادامه درباره ماجرای انتصاب معاون وزیر گفت: آقای صالحی سه گزینه برای این پست پیشنهاد کرده بود که رئیس جمهور نپذیرفته و گفته که حتما باید این شخص را بگذارید. وزیر حق دارد که معاونش را خود انتخاب کند و البته طبیعی است که وزیر برای انتخاب معاونینش با رئیس جمهور که مقام بالادستی‏اش است مشورت کند ولی انتخاب و مسئولیت با خودش است و طبق قانون اساسی وزیر هم در قبال رئیس جمهور پاسخگو است و هم در قبال مجلس و از همه مهم‏تر در قبال خدا پاسخگو است.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از دستگاهها سیستم حراست و گزینش دارد و بررسی سوابق فرد یک روال طبیعی است افزود: جوانی که تحصیل کرده و پاک است و خانواده خوبی هم دارد، وقتی می خواهد استخدام بشود، می‏گردند تا ببینند که این شخص مشکل دارد یا ندارد و بعضی وقت‏ها با تنگ نظری او را حذف می‏کند. اما در این ماجرا کسی به عنوان معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران معرفی شده که پرونده دارد. البته دادستان تهران به وزیر امور خارجه تماس گرفته است و ما هم این موضوع را در نامه استیضاح نوشته ایم.
در ادامه مجری به طرح موضوع پرداخت و گفت: حتی زمانی که قرار بود کابینه انتخاب شود، حضرتعالی جزء کسانی بودید که معتقد بودید که کسانی که به عنوان وزیر انتخاب می شوند باید ژنرال باشند، نه سرباز؛ سرباز اطاعت می کند، اما ژنرال تصمیم می گیرد، نمی خواهم جسارت کنم و بگویم که کسانی که به عنوان وزیر هستند ژنرال نیستند، اما این فشارهایی که به تعبیر حضرت عالی هست، نشان می دهد که اگر ژنرال هم باشید هیچ قدرت انتخابی ندارید، به هرحال چرا وزیر اینگونه سلب اختیار می شود؟
رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این پرسش گفت: ما درباره مسائل شخصی بحث نمی کنیم، ما از فردی بحث می کنیم که یک امانت بزرگ ملت ایران در دستش سپرده شده و این امانت باید به صورت قانونی و عقلانی و اعتقادی نگهداری کند.
سپس وی ادامه داد: اگر وزیر امورخارجه ژنرال بود، این انتصاب را قبول نمی کرد، چون اوست که باید پاسخگو باشد.
احمد توکلی درباره دلیل اصرار رئیس جمهور گفت: نمی دانم که چرا اقای رئیس جمهور اصرار دارد که افراد مسئله دار را دور خود جمع کند، من یک بار گفتم که اطرافیان اصلی رئیس جمهور یا منحرفند، یا فاسدند، یا هر دو. الان هم محکم می گویم و ایستاده ام و دادگاه هم می روم و همانطور که رفته ام و چند شکایت شده است. پای حرفی که زده ام ایستاده ام و مستند حرف می زنم.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با اشاره به بروز برخی ناهماهنگی ها از سوی دولت گفت: متاسفانه اقای رئیس جمهور خیلی وقت است که التهاب آفرینی می کند و که این باعث می شود در کف اقتصاد جامعه حوادث دیگری رخ می‏دهد. الان تکلیف ۸ وزارتخانه ما نامعلوم است و طرح هدفمند کردن یارانه ها نیز اگر مراقب نباشیم هزار و یک مشکل ایجاد می کند. از طرفی دیگر بحث اشتغال و بیکاری را داریم که دولت می گوید خیلی موفق بوده در حالیکه تمام اسناد و قواعد علمی این حرف را رد می کند. از طرفی دیگر هم تورم در حال تشدید شدن است. هم به دلیل اینکه هدفمندکردن با وقفه خواهد بود و هم به دلیل تحریم‏ها، ما مشکلات واقعی داریم.
وی درباره نحوه پیگیری این مشکلات گفت: من می‏گویم که مشکل فعلی ما این است که اقای احمدی نژاد، مرتب مسائل را فرعی و اصلی می‏کند با تصمیمات عجیب و غریب که ما را ناچار می کند که از کار اصلی دور بشویم برای اینکه وقتی که معاون وزیر خارجه یک آدم مسئله داری می شود که تقریبا سیاست‏مداری نیست که ایشان را بشناسد و سابقه اش را بداند ولی تبری ایجاد نکند.
احمد توکلی یکی از ابهامات انتصاب ملک‏زاده را بلاتکلیفی ۴۱ سفارتخانه ایران که سفیر ندارند دانست و گفت: آقای صالحی در کمیسیون گفته است که اگر مطمئن بشوم که جرم های ایشان درست است عزلش می کنم. از کی تا حالا ما باید مطمئن شویم که کسی مجرم است که عزلش کنیم، ما احراز صلاحیت می خواهیم، عرض کردم یک شخص معمولی که بخواهد به عنوان کارمند استخدام شود آن هم کارمند پایین سطوح اداری، ۱۰ جا تحقیق و تفحص می کنیم بعد برای نصب معاون وزیر خارجه، می گوید من باید مطمئن بشوم که شخص مجرم است؟ باید مطمئن بشوید که پاک است؟ ایشان طبق قانون موظف بود که از وزارت اطلاعات استعلام بگیرد.
وی درباره صحبت ها و توجیهات صالحی گفت: در کمیسیون حرفهایی زدند. البته کمیسیون برای این تشکیل نشده بود بلکه برای رسیدگی به سوالات نمایندگان از وی تشکیل شده بود و در حاشیه آن این حرفها رد و بدل شد. به وی گفته شد که شما این امانت را به دست کسی می سپاری که اقل مسئله این است که دادستان تهران که بالاترین مقام قضائی استان تهران است به شما ابلاغ می کند که این فرد در شرف دستگیری است.این در نظام جمهوری اسلامی زشت و قبیح نیست که یک نفر را به زور معاون وزیر امور خارجه کنند و پس فردا دادستانی بیاید این شخص را بگیرد. چه حکمتی در این کار خوابیده است جز لجاجت و مسئله آفرینی برای کشور؟
احمد توکلی در ادامه گفت: آخرین خبری که دارم این است که وزیر اطلاعات شفاهی به اقای صالحی گفته است که نظر من منفی است و به رغم آن، این شخص نصب می شود و برای آن مراسم معارفه برگزار می شود. ما الآن باید چه جوابی به خون شهدا بدهیم و چه جوابی به مردمی بدهیم که به ما اعتماد کردند و کار را به ما سپردند؟ ما اتومبیل را دست مکانیکی که قبولش نداشته باشیم نمی دهیم آن وقت با معاون وزارت خارجه که با معاونت وزارت خانه های دیگر فرق می کند اینکار را می کنیم؟
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی درباره اختلافات میان دولت و مجلس گفت: ظرف ۵ الی ۶ ماه ۱۸ جلسه مفصل با حضور ۲ الی ۳ اساتید دانشگاه، آقایان ابوترابی و باهنر و دهقان و بنده از مجلس، خانم بداغی، آقایان میرتاج‏الدینی، عزیزی و الهام از دولت برگزار شد. در آن جلسات مسائل را بررسی کردیم و نتیجه این شد که گزارش را آیت الله جنتی خدمت رهبری بدهند که تقریبا تمامی موارد حق با مجلس تلقی شد و موضوع بدون آنکه مسئله ای که به تفسیر رئیس جمهور باشد، ختم شد. ولی آقای احمدی نژاد چند ماه بعد آن نامه معروف را به مجلس نوشت و باعث شد که ما مواضعمان را علنی کنیم.
احمد توکلی درباره سرانجام طرح استیضاح وزیر امورخارجه گفت: آقای صالحی، ملک زاده را حتما باید کنار بگذارند و اگر تا دوشنبه کنار بگذارند، ما استیضاح را روز سه شنبه پس می گیریم چون هنوز اعلام وصول نشده است. وی باید تصمیم بگیرد که چه کار می کند، این استیضاح از آن استیضاح هایی نیست که کسی امضایش را پس بگیرد. وقتی که استیضاح را تقدیم هیئت رئیسه کردیم عده زیادی به هیئت رئیسه مراجعه کرده و نامه را امضا کردند. نمایندگان این امضا را سندی افتخار آمیز می‏دانند به دلیل آنکه نظام جمهوری اسلامی یک آدمی که به انواع فساد متهم است نباید معاون وزیر شود.

Friday, June 17, 2011

امسال را سال «آگاهی تا رهایی» نام گذاری می کنیم

http://www.sahamnews.net/1389/12/19587/

سحام نیوز: رسانه های سبز امسال را سال آگاهی و رهایی نام گذاری کردند. به گزارش سحام نیوز در بخشی از این نامه آمده است:”ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است.”
بسم الله الرحمن الرحیم هموطنان و همراهان راه سبز امید، سلام بر شما
درود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.
سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با  آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبهه‌ای همراهان سبز خود را  یاری می‌کرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز در‌بند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقه‌ی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.
آری! در سال ۱۳۸۹ همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آن‌قدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریک‌اندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف در‌هم‌فشرده‌مان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حق‌طلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از ۲۵ خرداد ۸۸ آغاز شده بود، همچنان با همه‌ی فراز و نشیب‌ها ادامه دارد. اکنون سال  ۱۳۹۰  پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.
ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.
سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو می‌کنیم.
اللهم حول حالنا الی احسن الحال 

امضا: سایتهای کلمه، سحام نیوز، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا

اعتراف صداوسیما به نقش مخرب این رسانه در تشدید ناآرامی های بعد از انتخابات در یک گزارش محرمانه

http://www.sahamnews.net/1390/03/48401/

سحام نیوز: در گزارشی محرمانه که اداره کل آموزش و پژوهش معاونت سیاسی سازمان صدا تحت عنوان «آسیب شناسی رفتار صدا وسیما واعتماد مخاطبان به آن قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری» در۱۸ مرداد ۱۳۸۸تهیه کرده و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران نسخه ای از آن را به دست آورده است، عملکرد این سازمان به شدت مورد انتقاد قرار گرفته و به نوعی حضور مردم در خیابان ها را واکنشی به نحوه پوشش اخبارانتخابات، واکنش به چگونگی شمارش آراء و انعکاس آن، و در نهایت عدم پوشش واکنش معترضان مرتبط دانسته است.
به گزارش کمپین حقوق بشر ایران، در بخشی از این گزارش که تنها نزدیک به سه ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تهیه شده و مهر «محرمانه» بر خود دارد «چگونگی شمارش آراء و دستیابی به نتایج اولیه وانعکاس آن با این سرعت» برای بسیاری از مردم «ابهام آفرین» خوانده شده و آمده که «همین مساله تردیدهایی را برای مردم ایجاد کرد» تا « زمزمه هایی» مبنی بر «از پیش تعیین شده بودن نتایج انتخابات» سر دهند: « انتشار زودهنگام نتایج انتخابات پیش از اماده سازی ذهن مردم یکی از خطاهای رسانه ملی در اطلاع رسانی پس از انتخابات بود…. با توجه به پایان زمان رای گیری در ساعت ۲۲ شب بیست و دوم خرداد واعلام نتایج اولیه (پس از شمارش ۶۱ درصد از صندوق های رای) در ساعت ۲:۴۷ دقیقه بامداد روز بعد (که گویای پیروزی احمدی نژاد بود).»
گزارش تصریح کرده است که «… اعلام نتایج انتخابات با این سرعت تقریبا بی سابقه بود».
این گزارش که ظاهرا برای مدیران صداوسیما تهیه شده است به صورت تلویحی عملکردصداوسیما از شب شمارش آراء تا روزهای بعد از آن را یکی از عوامل حضور مردم در خیابان ها و اعتراض به نتایج انتخابات می داند. این درحالی است که عوامل دادستانی و نیروهای امنیتی بلافاصله با پایان شمارش آراء به صورت سیستماتیک و از پیش برنامه ریزی شده دست به یکی از گسترده ترین پروژه های دستگیری طی سالهای گذشته علیه فعالان برجسته سیاسی، مطبوعاتی، وکلا و مسوولان ستادهای انتخاباتی ستادهای مهدی کروبی و میرحسین موسوی پرداختند. بسیاری از افرادی که طی روزهای بعد از انتخابات و در جریان تظاهرات خیابانی دستگیر شدند، متهم به تشویق مردم به شرکت در تجمعات و یا سازماندهی تجمعات شدند.
افرادی مانند سیدمصطفی تاج زاده، محسن میردامادی، عبدالله رمضان زاده، از جمله صدها دستگیرشده بعد از انتخابات هستند که با اتهاماتی همچون «تبانی واجتماعی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» و یا شرکت در آنچه مقامات حکومتی از آن «اغتشاشات» یاد می کنند مواجه شده و راهی زندان شدند.  نکته جالب آنکه در دادنامه محسن میردامادی دبیر کل حزب جبهه مشارکت که به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد آمده است:” «تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق شرکت در جلسه ۲۳/۳/۱۳۸۸(یک روز پس از انتخابات) حزب مشارکت متهم به عنوان دبیرکل حزب هدایت جلسه را به عهده داشته و اقدام به طرح و عنوان مطالبی کرده که در شکل گیری اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی روزهای بعد از آن بسیار مؤثر بوده است. متهم در این جلسه اظهار می دارد «این انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری انتخابات نبود بلکه سناریوی از پیش تعیین شده بود.»
اتهامات مشابهی نیز گریبان گیر بسیاری از چهره سرشناس سیاسی همچون عبدالله مومنی، احمد زید آبادی، هدایت آقایی، بهزاد نبوی، محمدعلی ابطحی، سعید حجاریان، محمد عطریانفر، علی تاجرنیا، سعید شریعتی ودهها تن دیگر شد در حالی که این گزارش هیچ اشاره ای به نقش داشتن سران اصلاح طلب و چهره های سیاسی مطرح در شکل گیری حضور مردم در خیابان نمی کند و به جای آن صداوسیما را به عنوان عامل محرک در این ماجرا می داند.
نیروهای امنیتی و مقامات کشوری و نظامی درحالی  بارها رهبران منتقد دولت را متهم به سازماندهی تجمعات خودجوش بعد از انتخابات کردند  که بسیاری از دستگیرشدگان اساسا در تجمعات حضور نداشتند.
این گزارش در شرح بخشی دیگر از آنچه «اشکالات وارده به رسانه ملی» که «باعث ناخرسندی معترضان شد» آورده است: «عدم پوشش واکنش های معترضان به نتایج انتخابات در اولین روزهای پس از اعلام نتایج و تاکید بر جشن وسرور حامیان نامزد پیروز، دعوت از مردم برای حضور گسترده در جشن پیروزی آقای احمدی نژاد و پخش مستقیم مراسم از شبکه های رادیویی و تلویزیونی – که متاسفانه در این مراسم، سخنان تندی علیه برخی مسئولان مطرح شد وشعارهای ناپسندی هم از سوی مردم طرح گردید که مطمئنا به صلاح نظام نبود- و سکوت کامل خبری در خصوص سایر نامزدها، از دیگر اشکالات وارده به رسانه ملی است که باعث ناخرسندی معترضان شد.»
در ادامه با انتقاد شدید از عملکرد بعد از انتخابات صداوسیما نویسندگان گزارش محرمانه صداوسیما اضافه کرده اند: «اطلاع رسانی با تاخیر، ناقص وغیرشفاف و عدم پوشش مناسب اخبار معترضان و تجمعات صورت گرفته و نیز بیانیه هایی که ازسوی نامزدهای معترض صادر می شد – با توجه به این که سایر رسانه ها به شیوه های مختلف و با اغراض و اهداف معین این اخبار را پوشش می دادند و طبیعتا مردم به نوعی به این اخبار دست می یافتند – اعتماد مردم را نسبت به صداوسیما خدشه دار کرد ومخاطبان به صراحت دریافتند که نمی توانند خبرها را به طور دقیق، کامل و صحح از رسانه ملی کسب نمایند. بنابراین شاهد روگردانی مردم از رسانه ملی و اقبال آنان به شبکه های خارجی و ماهواره ای بودیم.»
این گزارش در بخش هایی عملکرد پیش از انتخابات را مورد تحسین قرار می دهد و در مقابل می نویسد که « بعد از پایان رای گیری» سیاست های صداوسیما « دچار تغییر ناگهانی درجهت منفی و بعضا عقب گرد» شده است. این گزارش در ادامه آورده است که « یکی از دلایل تبدیل شدن این موضوع (شائبه درسلامت انتخابات) به یک چالش سیاسی-امنیتی و بعضا اغتشاشات و کشته شدن چند نفر از هموطنان، به دلیل مسدودشدن ناگهانی فضای باز انتخابات ریاست جمهوری» بوده است.
مقامات ایرانی بارها منتقدان دولت و به خصوص رهبران انها رامسوول کشته شدن افراد درجریان تجمعات مسالمت آمیزمتهم کرده اند در حالی که این اجتماعات بارها توسط نیروهای امنیتی و پلیس به خشونت کشیده شد.
نحوه پوشش خبر کشته شدن مرحوم نداآقاسلطان هم از جمله دیگر انتقادات مطرح شده است: « … دراین خصوص می توان به مساله مرگ ندا آقا سلطان اشاره کرد که بعد از حدود یک هفته و تنها در برخی از بخش های خبری به صورت جزیی به آن پرداخته شد.»
عملکرد صداوسیما دراین گزارش محرمانه توسط نویسندگان آن باعث ایجاد «رنجی تحمل ناشدنی و بغضی کشنده» شده است که به تعبیر آنان « برای کشور، انقلاب و نظام مطلوب نیست». این گزارش همچنین نوشته که این تصور وجود داشته که مردم را صرفا هیزم تنور انتخابات کرده اند: « این احساس شدیدا نامطلوب که مردم یا حامیان نامزدها، صرف هیزم تنور انتخابات شده اند و در یک مقطع، احساسات و عواطف وعلائق آنها برای پر شور شدن انتخابات به رسمیت شناخته شده وبلافاصله بعد از پایان انتخابات، همه این مهربانی ها و شیرینی ها، به بی اعتنایی و بی مهری تبدیل شده است، رنجی تحمل ناشدنی و بغضی کشنده است که برای کشور، انقلاب و نظام مطلوب نیست…. اگر نامزدهای معترض این فرصت را می یافتند که مطالبات خود را در رسانه ملی به عنوان «محرم ترین جایگاه» مطرح نمایند طبیعتا از شدت خشم وعصبانیت آنها کاسته می شد وحجم اعتراضات خیابانی و در پی آن اغتشاشات و درگیری ها تقلیل می یافت.»
در این گزارش «حذف وعدم انعکاس برخی خبرها به صورت کلی و جزئی» و « پرداختن به فعالیت ها وعملکرد دولت نهم چند ماه پیش از برگزاری انتخابات در حجم وسیع» همچنین از عوامل «خدشه دارشدن اعتماد مردم» به صداوسیما برشمرده شده است.
گزارش یاد شده همچنین از منظر نویسندگان اداره کل آموزش وپژوهش معاونت سیاسی مواردی را به عنوان «عملکردخوب» رسانه ملی ایران در قبل از انتخابات مطرح کرده است که از آن جمله می توان به «صداقت درفرآیندانتشاراخبار»، «پوشش موارد ویژه» و «مسوولیت و نقض انتقادی رسانه ها» اشاره کرد.
گزارش ۲۳ صفحه ای «آسیب شناسی رفتار صدا وسیما واعتماد مخاطبان به آن قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری»، در پایان به ارائه پیشنهاداتی تحت عنوان «راه های تقویت اعتماد عمومی به رسانه ملی» مطرح کرده است.
با بررسی محتوای این گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران عملکرد قوه قضائیه در دو سال گذشته که موجب محکومیت و حبس صدها نفر شده است را شگفت آور میداند و این گزارش را دلیلی دیگر برای آزادی فوری تمامی زندانیان عقیدتی که پس از انتخابات دستگیر و محکوم شده اند میداند و خواستار رسیدگی  و تحقیقات مستقلانه یک کمیته ملی و بیطرف به عملکرد قوه قضائیه میباشد. شگفت آور است که علیرغم وجود چنین تحلیل هایی از عملکرد صداوسیما، مقامات این دستگاه همچنان نقشی مخرب در جریان پروژه اعتراف گیری اجباری زندانیان سیاسی و قلب وقایع رخ داده طی ماه های پس از آن پرداختند.

وال استريت جورنال : ایران، جايی که مردگان هم خطرناکند

سیاسی > اخبار سیاسی               



چندين مقاله در روزنامه های آمريکا و اروپا در ارتباط با مسائل خاورميانه و شمال آفريقا -- از ايران تا ليبی -- به چشم می خورد.

«جايی که مردگان هم خطرناکند،» عنوان مقاله ای است در وال استريت جورنال. مقاله اشاره می کند که سرکوب مخالفان رژيم حاکم بر ايران از رويدادهای خردادماه ۱۳۸۸ تا به امروز ادامه داشته و صدها قربانی گرفته است. نويسندگان مقاله، همايون مبصری و نيـــر بامز، با اشاره به کشته شدن هاله سحابی، فعال صلح طلب، در مراسم تدفين پدرش عزت الله سحابی، يادآوری می کنند که خشونت و وحشيگری نسبت به مخالفان - از تظاهرکنندگان عادی در خيابان ها گرفته تا زندانيان سياسی و اعضای خانواده آنها - در جمهوری اسلامی جريان تازه ای نيست؛ و در همان روزهای آغاز آن حکومت ريشه دارد. اما رژيمی که حتی جنازه مخالفانش را خطرناک می داند؛ رژيمی نيست که در مورد تکثير و توليد سلاح های هسته ای بتوان با آن گفتگوی منطقی کرد. تا زمانی که ايران آزاد وجود نداشته باشد، ايران صلح طلبی نيز وجود نخواهد داشت؛ و دنيا بايد در برخورد با جمهوری اسلامی، مسأله حقوق بشر را در صدر دستور کار خود قرار دهد.

واشنگتن پست می نويسد رييس جمهوری اسلامی، چين و چند کشور عضو اتحاد شوروی سابق را به تشکيل يک پيمان امنيت منطقه ای با ايران فراخوانده است، و هدف از آن را ايجاد جبهه ای در برابر غرب عنوان کرده است.

فايننشال تايمز چاپ لندن اقدام نظامی دولت بشار اسد عليه مردم سوريه در جسرالشغور را «کمپين وحشيانه به شيوه کلاسيک دولت های استبدادی» خوانده و نوشته است هر چند به نظر می رسد وی در سرکوب مخالفان پيروز شده باشد، ترديدی نيست اليگارشی خاندان اسد و بستگان و نزديکان وی، پس از ساليان دراز، عليه رژيم او به حرکت درآمده و رژيم را به سراشيب سقوط کشانده است.

در مقاله ای از امير طاهری در نيويورک پست آمده است در حالی که نمايندگان آفريقای جنوبی، تونس و اروپا در پی «نسخه معجزه گر» برای حل بحران ليبی، يافتن راهی فوری و صلح آميز برای فرستادن معمر قذافی به تبعيد و پايان دادن به حضور نيروهای ناتو در آن کشور هستند، ديکتاتور هفتاد ساله ليبی شرايط چهارگانه ای برای ترک ليبی پيش روی آنان گذاشته است. خواسته های وی عبارتند از ابقا در فرماندهی نظامی کشور، ضمانت کتبی آمريکا و اروپا برای منع پيگرد قانونی، و اسکان خاندان قذافی در يک کشور امن و راحت - ترجيحاً اتريش - که املاک و دارايی های هنگفتی در آن دارند
http://www.islamworldnews.com/fa/display-news.php?nid=4131.